دختر خوابهای طلايي ام....

دختر خوابهای طلايي ام....


من اميدهای نيلوفری ام را می خواهم......

من نيلوفری می خواهم به رنگ اميد,

از جنس احساس به طراوت باران......

وای چه شده است؟ چه بر سر اين انسانها

آمده است,

می ترسم که تو هم خواب آلود اين زمانه ی

خواب زده شوی.....

بيدار شو هی با توهم!!! نخواب وقت خواب نيست,

بيدار شو و ببين که آمده است برای ديدن تو.....

مرا از خود نرانی که آرزويی ندارم جز تو

هوای خانه برايم سنگينی می کند وقلبم را می فشارد

دچار حس غريبی شده ام احساس گناه کارها را به خود گرفته ام

مگر گناهی کرده ام که از خود مرا ميرانی بگو

هر چه می خواهی بگو من نمی رنجم

از کسی که دوستش مي دارم من نمی رنجم

نه برای يک بار بلکه برای صدبار نه هزاران بار

باز می گويم نازنينم بهترينم دوستت دارم

برای من باش که برای تو بهترينها را می خواهم

برای ديدن تو مرا نمانده قراری

ببين که چگونه اشکهايم می شود جاری

مرا به سوی خود بخوان که تو را به سوی خود می خوانم

ای دختر خوابهای طلايی ام. فقط تو را می خواهم
دیدگاه ها (۳۰)

سلام دل شکسته ی من..... اومدم باهات حرف بزنم گلم..... دل ک...

اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم, اگه بگم که حاضرم ف...

همه می پرسند...... همه می پرسند چیست در زمزمه ی مبهم آب چی...

اصرار نمیکنم که برگردی فقط ازت می خوام بــم بگی... چیکار کرد...

در وسعت این جهان، روح رنجورم جز میان سطرهای نوشته‌هایم پناهی...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط