✘نمی دانــــم پاییــز

✘نمی دانــــم پاییــز



با نفسهـــای سـردش



چهـ در گــوش درخـتـان می خواند



که رنگــــــ برگها



گرم مــی شود



و آرام



به آغــــاز خـویش



بــاز می گردند



اینجــا نفس ها ســرد استــ



امــا ...



نه تنــها رنگ ها



گرم نیستــــ



حتــی مــردم شــتابــان



از آغــاز خویــش می گریــزند



کـــاش راز پاییــز را



مــی فــهـمـیـدیــم . . .✘
دیدگاه ها (۵)

#تخت‌_خواب #شاعرانه #خانه---#خلوتگاه #شب‌گاهی #خوشبختی در ه...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

خاطراتِ معلق در نور

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

سناریو از دشمنان تا عاشقان

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۵: شرط دومدرِ سالن هنوز کاملاً بسته نشده ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط