fake kook

fake kook
part*¹⁷

کوک:ا/ت
ا/ت: بله
کوک: چرا لپات سرخ شده
ا/ت: نه نشده
کوک: من دارم تو میبینم مگه خودتو میبنی
ا/ت: نه😂
دوباره اومد لبمو بوسید
اجوما: چیکار میکنید
جونگکوک ولم کرد
ا/ت: اجوما شما اینجا چیکار میکنید
اجوما: من باید بپرسم داشتین چیکار میکردید جونگکوک پسرم مامانت میدونه
کوک: نه
ا/ت: تروخدا بهش نگین
یه لبخندی زدو رفت
ا/ت: اجوما صبر کنید نگید ترو خدا نگید

کوک
داشتیم غذا میخوردیم
کوک: مامان
لینا: جانم
کوک: اتاق کارم خیلی نامرتب شده باید یکی ببرم برام تمیزش کنه
لینا: باشه ببر
کوک: سانا تو میای
@: چشم اقا میام
لینا: کار سانا اشپزیه مرتب کردن نیست تنها کسی که اینقدر خوب انجام میده ا/تس
کوک: خب اوکیه ا/ت تو میای
ا/ت: ها کجا
کوک: دفتر کارم
ا/ت: نه
لینا: نه؟
ا/ت: ببخشید یعنی بله باشه بریم
کوک: خب بریم منم امادم


#فیک
دیدگاه ها (۲۹)

fake kook part¹⁹ کوک: فک میکنی دروغ میدم واقعا چرا باور نمیک...

fake kook part²⁰ شبهمگی خواب بودن فقط تعداد کمی از خدمتکارا ...

fake kook part*¹⁶شش روز بعدتو اتاقم بودم لباس قرمزم جلوم بود...

fake kook part*¹⁵ چند روز بعد@: رابطتون چطوره؟ ا/ت: ها؟ @: م...

ازدواج اجباری «پارت ۲۱» کوک: کی این چرندیات رو تو مغزت فرو ...

Part 3

Part 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط