صبح با صدایِ نفس هایش اگر بیدار شدی ،
صبح با صدایِ نفس هایش اگر بیدار شدی ،
ساده گذر نکـُن .... خودت را مچـآله کن در آغوشش،چشمهایت را ببند... و گوش بسپار " زندگی " خلـآصه می شود در همین دَم ُ بازدمـ هایش
پیشانیش را ببوس آنقدر محکم که بیدار شود
و سیر تماشآ کن لبخندی را که قبل از باز شدنِ چشمهایش
روےِ لبانش می نشیند
خیره شو در آن چشمهایِ خواب آلود و خواستنی
و آرام بگو : " صـُبح بخیر عزیزِ روز و شبِ من ! "
شب که شد باز هم چشمهایش را خوب نگاه کن
خستگی ِ چشمهایش را بفهم.... دستانش را بگیر ُ بلند و شمرده بگو
تو برایِ من خواب آلود و خسته و پریشان " تـــــو " هستی .... نفس می کشی .... نفس می کشم
به همیـن سادگی
ساده گذر نکـُن .... خودت را مچـآله کن در آغوشش،چشمهایت را ببند... و گوش بسپار " زندگی " خلـآصه می شود در همین دَم ُ بازدمـ هایش
پیشانیش را ببوس آنقدر محکم که بیدار شود
و سیر تماشآ کن لبخندی را که قبل از باز شدنِ چشمهایش
روےِ لبانش می نشیند
خیره شو در آن چشمهایِ خواب آلود و خواستنی
و آرام بگو : " صـُبح بخیر عزیزِ روز و شبِ من ! "
شب که شد باز هم چشمهایش را خوب نگاه کن
خستگی ِ چشمهایش را بفهم.... دستانش را بگیر ُ بلند و شمرده بگو
تو برایِ من خواب آلود و خسته و پریشان " تـــــو " هستی .... نفس می کشی .... نفس می کشم
به همیـن سادگی
- ۱.۰k
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط