دختره گیر داد بریم خونتون حالا از من ان

دختره گیر داد بریم خونتون حالا از من انکار و از اون اصرار از در رفتیم تو همین که چکمه شو از پاش در آورد 45 سانت از قدش کم شد قدش رسید تا کمرم خیلی خورد تو ذوقم ولی باز با این حال گفتم تو یکم استراحت کن تا من چایی دم کنم روسریشو در آورد دست انداخت کلیپسشو که باز کرد یهو دیدم غیب شد الان یه ساعته دارم لای پرزای فرش دنبالش میگردم تا خدای نکرده یه وقت برکت خدا زیر دست و پا له نشه .
دیدگاه ها (۱۰)

spanish girl:6 فصل دوم

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

دید پنهان انفجار اشکار

پارت ۱۹۵

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹²**ایزوکو**تو کلاس نشسته بودم و به دیر...

[عمارت عشق] part: 2 به سمت اون خانم رفتم. چویا:«خانم دازای س...

Part ³~یونگی به خوبی میدونست با این کارا دخترکش غش و ضعف می...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط