‌میگویم: "دوستت دارم"

‌میگویم: "دوستت دارم"
و به بهای جان پایش می‌ایستم.
‌تو هم میگویی دوستم داری...
اما هیچ قدمی
برای این دوست‌داشتن برنمیداری...
و من اینجا میانِ
حجمِ بلاتکلیفی هایم...
دلم عجیب میگیرد،
برای این "نخواستن"
که با هزاران اما و اگر
به "خواستن" معنا میشود...!
دیدگاه ها (۱)

حس کردم که چقدر دلم واسه خودم تنگ شده...!تلخ ترین حس دلتنگی،...

وقتی کسی حرف از رفتن میزندمدت هاست رفتهفقط می خواهد مطمئن شو...

زیر لب ...آرام گفتم دوستش دارم هنوزامّا....باد ح...

شاید همجنسِ دلِ منمرغوب نیستکه انقدر زود به زودبرایت تنگ می ...

دل که تنگ است، کجا باید رفت؟دلتنگیهیچ مقصدی ندارد.دلتنگی،راه...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط