اندکی صبر کن ای بار سفر بسته به دوش

اندکی صبر کن ای بار سفر بسته به دوش

ارزش عشق نه اینست تو ارزان مفروش

اندکی صبر کن ای خسته حذر کن ز سفر

چشم دل باز کن از روزنه دنیا منگر

اندکی بیش نمانده ست از این جان تهی

بر من غمزده یک بار دگر کن نگهی

بی تو آرام ندارد دل وامانده ،مرو

خاطرت کنج دل غمزده جا مانده ،مرو

بنگر دیده ی خونی که روان است چو رود

میروی لیک نه از خاطرم ای بود و نبود

این دل آن نیست که از یاد برد خاطر تو

گفتمت راز دلم ، خواه بمان ،

خواه برو.........
دیدگاه ها (۱۰)

اندکی صبر کن ای بار سفر بسته به دوشارزش عشق نه اینست تو ارزا...

اندکی صبر کن ای بار سفر بسته به دوشارزش عشق نه اینست تو ارزا...

میروی امّا تمامت مانده در چشمانِ منمیروی امّا نمیدانی شدی وی...

دوستت دارم 😚😚😚😚میروی امّا تمامت مانده در چشمانِ منمیروی امّا...

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنتسخت دلتنگم برای اخم و دعوا ...

دلا امشب به سر دارم هوای کوی جان رابسی شوق سفر دارم زدایم دا...

((( میآید )))* ای شبِ تیره , سحر می آید .* نیّرِِ شم...

دردیست در این سینه.....!امروز نه آغاز و نه انجام جهان استاي ...

‌امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط