پرش زمانی*

پرش زمانی*
خونه*
ا ت: میگم داداش ینی الان کسی نمیدونه شما وگاسین؟
مینگ یو: چرا میدونن ولی نمیدونن که تو کنسرته بلک پینک بودیم
ا ت: اها
مینگ یو: توهم دهن لقی نکن
ا ت: باشه ولی خب از عمد که نمیکنم از دهنم میپره
مینگ یو: خب دختر ولی حرف میزنی اول فکر کن
ا ت: چشم
جنی: داداشت راست میگه اگه جلو خبر نگارا سوتی بدی داداشت نکشتت کن یکی میکشمت
ا ت: اخرش که چی بلاخره خبر نگارا میفهمین تا اخرش میخواین مخفی بزارینش
جیمین: ا ت راست میگه
مینگ یو: ولی خب از فنا میترسم
ا ت: هیچی نمیشه امتحانش کنین
جنی: اما میترسم به رابطمون صدمه بزنه
جیمین: بهتر از اینکه یه عمر مخفیو بی سر و صدا باشین
لیسا: موافقم به نظرم نباید مخفیش کنیم اگه خودمون بگیم بهتر از اینه که خبر نگارا خودشون بفهمن
رزی: اره اینجوری شر میشه بعد رئیس کلا اخراجت میکنه
جنی: نمیدونم نظره تو چیه مینگ یو؟
مینگ یو: خب اینجا جز من یه نفـ...
که یهو جیمین زد به پایه داداشم
جیمین: عامم داداش نظرتو بگو
مینگ یو: بله بله من موافقم
ا ت: هووووو
ا ت: پس داداشم به زودی قراره ازدواج کنه
جنی:*خجالت
لیسا: پس بتید واسش اماده شیم
رزی: لباس چی بپوشیم؟
جیسو: بیا ست کنیم اون لباسه قرمزه
لیسا: نه نه اون قدیمی شده عروسیه اجیمه ها لباسه جدید همه چی جدید
جیمین: مبارکه داداش
مینگ یو: مرسی ولی تو...
جیمین: به وقتش
لیسا: مراسمو بزرگ میگیریم
جیسو: همه رو دعوت میکنیم
رزی: کی اعلام میکنیم این مهمه
ا ت: راست میگه
لیسا: خب تو یه چیزس بگو
جنی: خب چی بگم...
جنی: اخرین کنسرت چطوره اعلام کنیم؟(جر چرا برعکس شد اخرین کنسرته بی تی اس کامبک بود این دفعه عروسیه🗿)
لیسا: مبارکههک
مینگ یو: پس اخرین کنسرت اعلام میکنیم
جنی: اوهوم
ا ت: مبارکهه
...
دیدگاه ها (۱)

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

ادامه قبلی

مافیای من

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶²جین هم جلو اومد و با نگرانی پرسید:جین:م...

دختر تنها

چند پارتیــــــــــــ🖤💔ـــــــــــوقتی نصفه شب میفهمه از دست...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

رمان رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط