گفتم شبی به مهدی

گفتم شبی به مهدی

بردی دلم ز دستم

من منتظر به راهت

شب تا سحر نشستم

گفتا حجاب وصلت

باشد هوای نفست

گرنفس را شکستی

دستت رسد به دستم
دیدگاه ها (۸)

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

پارت ۱۰آن شب، نخوابیدم. عکسِ پدرم را بارها و بارها نگاه کردم...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۲نشستم جلو ماشین شروع ک...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

KIM V

قسمت ۶

پارت ۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط