:

:
غریبی میکنم با قابِ عکست نا اُمیدانه
خودم هم کرده ام انگار باور برنمیگردی
هزاران سالِ دیگر کاش با بویِ تو برخیزم
به دیدارم نگو که صبحِ محشر برنمیگرد
دیدگاه ها (۵)

شمع به کبریت گفت:از تو میتر سم تو قاتل منیکبریت گفتازم نترسا...

امروز روز عرفهروز بخشیده شدن گناهان وروز نیایش و روز بارش چش...

💞 💖 :قانون انتظار میگهمنتظـر هر چی باشیوارد زندگیــت میشهپس ...

adopted fatheپارت 16دکتر.من دیگه میرم_ همه تو شک بودن...هانی...

آقای ایــران راهــش را پیـدا کردراھڪار ِ شھادت از زبان رھبر ...

سال ها گذشته بود.موزه ساکت بود؛ آنقدر ساکت که صدای قدم های د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط