سجاده اش همیشه پر از عطر یار بود

سجاده اش همیشه پر از عطر یار بود

پیشانی اش به سجده دائم دچار بود

هم زین العابدین زمان بود و هم لبش

گل خانه ی صحیفه ی سبز بهار بود

🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸
دیدگاه ها (۱)

بنده‌های شاکرزشتیهای دیگران را می‌پوشانندبدیها را نادیده می‌...

هیچ شبے، پایان زندگے نیستاز وراے هر شب دوبارہخورشید طلوع مےڪ...

تو آن شاهی که در بزم مناجاتخدا می‏ کرد با نامت مباهات..تو را...

امروز دل اهل ولایت شاد استمیلاد سعید اشرف ایجاد استآن قدر به...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»باباجونم…می‌دانی؟ خانه هن...

،‎شما که نبودید؛ اما خدای‌تان بود. می‌تواند گواهی بدهد راه م...

رمان انفجار و امید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط