پدر مثل خودکار می مونه ،

پدر مثل خودکار می مونه ،
شکل عوض نمیکنه ،
ولی یه دفعه می بینی که نمی نویسه ...
مادر مثل مداد می مونه ،
هر لحظه تراشیده شدنشو ،
کوچیک و آب شدنشو می ‌بینی ،
تا اینکه تموم میشه ...
دیدگاه ها (۴)

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می ...

#معشوقه_آلفا

سناریو بلولاک/قفل آبی

سناریو: وقتی یکی میاد و جلوی اونا بهت اعتراف می‌کنه :نامجون ...

همسر پادشاه مین

هنوز باورش سخته...یه زمانی وسط برنابئو، با اون موهای بلوند و...

‏🐿[۰۰:۲۷ به وقت هنگ‌کنگ]•استیکر•استی، جدی میگم، امروز به لطف...

رمان یک نیمکت فاصله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط