روز ها فکر من این است و همه شب سخنم

روز ها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام،آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر،ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب،کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
آنچه علوی است من آن میگویم
رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم



مولانا
دیدگاه ها (۴)

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم کـه چـرا غافـل از احـوال دل...

روزها فکر من اینست و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل خویش...

روزها فکر من این است و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل خو...

روزها فکر من این است و همه شب سخنم...که چرا غافل از احوال دل...

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا؟ ،،،غافل از احوال دل...

روزها فکر من این است و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل خو...

✍🏿روزها فکر من این است و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط