روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم
 کـه چـرا غافـل از احـوال دل خـویـشـتنـم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
 به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

جان که از عالم علوی است، یقین می دانم
 رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

مـرغ بـاغ ملـکوتم، نیـم از عالم خاک
 دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست
 به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم‌
دیدگاه ها (۰)

روز ها فکر من این است و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل خ...

روزها فکر من این است و همه شب سخنم...که چرا غافل از احوال دل...

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم, که چرا غافل از احوال دل خ...

آویز خاص

روزها فکر من اینست و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل خویش...

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا؟ ،،،غافل از احوال دل...

روزها فکر من این است و همه شب سخنمکه چرا غافل از احوال دل خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط