خلبان به مسافرین عزیز خوش آمد میگفت. یهو داد زد: خدایا ک

خلبان به مسافرین عزیز خوش آمد میگفت. یهو داد زد: خدایا کمکم کن!
سکوت مرگباری همه جا رو فرا گرفت.
ترس...وحشت...اظطراب...نفس های حبس شده...
دوباره صدای خلبان اومد: مسافرین عزیز پوزش میطلبم.مهماندار قهوه داغ رو ریخت رو شلوارم.
یکی بلند شد و گفت: تف به گور پدرت، بیا ببین سر شلوارای ما چی اومده! خخخخخ
دیدگاه ها (۲۶)

رفیق ناباب مارو خطرناک کرد.....خخخخخخخ اینم تقدیم به گروه سل...

سلام و شب همه بخیر.قبل از هرچیر تشکر ویژه از دوستانی که به ا...

سـلام به همه دوستان ویسگونی. لطفا به این سایت سربزنید و عضوش...

سـلام به همه دوستان ویسگونی. لطفا به این سایت سربزنید و عضوش...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مرد از دور اونو دید و یخ ابروش انداخ...

خلبان هواپیما توسط میکروفن به مسافرین خوش امد میگفت... ناگها...

خلبان هواپیما توسط میکروفن به مسافرین خوش امد میگفت..ناگهان ...

خلبان هواپیما توسط میکروفن به مسافرین خوش امد میگفت..ناگهان ...

خلبان توسط میکروفن به مسافرین خوش امد میگفت. ناگهان فریادزد ...

خلبان توسط میکروفن به مسافرین خوش امد میگفت. ناگهان فریادزد ...

خلبان توسط میکروفن به مسافرین خوش امد میگفت. ناگهان فریادزد ...

خلبان توسط میکروفن به مسافرین خوش امد میگفت. ناگهان فریادزد ...

زود جوابو بدین .....خلبان توسط میکروفن به مسافرین خوش امد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط