ما فراموش شدهایم و نعرههای درونیمان گوش احساساتمان را ک
ما فراموش شدهایم و نعرههای درونیمان گوش احساساتمان را کر کرده است و من فریاد زدم ناگفته هایم را .
اما گوشی نشنید .
.ودراین میان مرداب اشک ها و بغض های نا تمام؛ درحال بلعیدن من است و من به سوی خورشید دست و پا میزنم .و ما فراموش میشویم ،
مثل تمام زمستانهایی که برف نبارید
.اونا میگن من دیوونه ام .
من دیوونه نیستم من فقط به نیست ها باور دارم.
گاهی اوقات کنترل استفاده از شیشه های انرژیم رو ا از دست میدم و این میشه شروع تمام بی حصی هام نسبت به همه چیز و عصبی شدنمان نسبت به همه کس"
آه خدای من چقدر خون .چقدر خون"
سبک وارانه مرگ را خواهانم ."]
اما گوشی نشنید .
.ودراین میان مرداب اشک ها و بغض های نا تمام؛ درحال بلعیدن من است و من به سوی خورشید دست و پا میزنم .و ما فراموش میشویم ،
مثل تمام زمستانهایی که برف نبارید
.اونا میگن من دیوونه ام .
من دیوونه نیستم من فقط به نیست ها باور دارم.
گاهی اوقات کنترل استفاده از شیشه های انرژیم رو ا از دست میدم و این میشه شروع تمام بی حصی هام نسبت به همه چیز و عصبی شدنمان نسبت به همه کس"
آه خدای من چقدر خون .چقدر خون"
سبک وارانه مرگ را خواهانم ."]
- ۱۷.۰k
- ۱۳ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۵۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط