از تب آن دو لب

از تب آن دو لب

چون عسلت

عمریست که

میسوزم و

درمانم نیست !
دیدگاه ها (۱)

ڪۍ میگہ چوب خدا صـــدا نـــداره؟چرا داره، خوبشم دارهـمرام دا...

خدایاآنقدر خرابم که هیچ مرهمی آرامم نمیکندمرا در آغوش خود بگ...

آخرہ قصه ے ما آدمـهامثــہ فصــل پایـــیز ..مثہ برگی ڪہ شده ...

هیچوقت راجب گذشته کسی کهدوسش دارید زیاد کنجکاو نشید...!قشنگت...

شده طالب بشوی بوسه ولی او ندهد؟شده صد بار تو خواهش بکنی، رو ...

خبب عالی شدد مریض شدممم دارم تو تب میسوزم ، مث چی سردمه و بد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط