شب بود و غزل بود و منو برق نگاهی

شب بود و غزل بود و منو برقِ نگاهی
گیسویِ پریشان شده در تابشِ ماهی
نازم بکش ای عشق که بیمار تو هستم
این راه به خورشید رسد گر تو بخواهی
دیدگاه ها (۱۰)

تمام شب تو را بسیار دیدمپر از رمز و پر از اسرار دیدمتو گویی ...

دشتها دلگیر و بستان بی فروغ و سردشعر مرغان جمله تفسیر غمست ...

نمیدانم چرا بیمارم امشبسکوتی خفته در گفتارم امشبغم اشک دلم آ...

ترنم باران را نصار چشمانت میکنم نازنینمتا شبنمی شود بر سرخی ...

متن کامل شعر 👇لب های تو لب نيست! عذابي ست الهیبايد كه عذابي ...

گیسو پریشان جاده را کمتر پریشان کنقدری مدارا با دل غمگین آبا...

هر قدر که از عشق پریشان شده باشیم ننگ است اگر از تو پشیمان ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط