اگه من عاشق ديوار بودم

اگه من عاشق ديوار بودم
ترك ميخورد و يك پنجره ميشد
اگه غم چشامو آينه ميديد
دلش درگير اين منظره ميشد
اگه تنهائيمو به شب ميگفتم
همه شهرو برام بيدار ميكرد
اگه با كوه درددل ميكردم
صدامو لااقل تكرار ميكرد
نشون ميدي به من بي اعتنايي
تورو ميخوام ولي به چه بهايي؟
شايد با مهربوني زيادم
خودمو اشتبا توضيح دادم
منم اونكه ميون شب تيره
نتونست هيچكي ناديده م بگيره
همونكه با نگاهش به تو فهموند
ميشه مغرور بود اما نرنجوند
ميرم جايي كه گريه م بي صدا شه
فراموش كردنم آسون نباشه
از اين تقدير مي لرزه وجودم
من امتحانمو پس داده بودم
دیدگاه ها (۱۹)

ﻫﯿــــــﭻ ﮔﺎﻩ ﺩﻭﺳــــﺖ ﺩﺍﺷــــﺘﻦ ﻫــــﺎﯼِ ﭘــــﺮﺩﻟﯿـــــﻞ ﺭﺍ...

نِشـــــَســتـہ اَم ...تنهـــ ـــاے تنهـــــــا ...نَـہ کَسے...

خدایا ...چه ساختـه ایــ ...دل آدم هایت یکی ازیکی سنگی تر ......

برای دختران سرزمینم مینویسم.صورتت را سوزاندند اما هنوز هم از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط