لطفاااااا متن رو بخونید خوهاش میکنم.... آقاااایون خوااااه

لطفاااااا متن رو بخونید خوهاش میکنم.... آقاااایون خوااااهش






من اگــر مرد بودم،
دست زنی را میگرفتم...
پا به پایش فصل ها را قدم میزدم
و برایش از عشق و دلدادگی میگفتم
تا لااقل یک دختر در دنیا
از هیچ چیز نترسد!
شما زن ها را نمی شناسید!
زن ها ترسو اند
زن ها از همه چیز می ترسند
از تنهایی
از دلتنگی
از دیروز
از فردا
از زشت شدن
از دیده نشدن
از جایگزین شدن
از تکراری شدن
از پیر شدن
از دوست داشته نشدن
و شما برای رفع این ترس ها،
نه نیازی به پول دارید
نه موقعیت
و نه قدرت...
نه زیبایی
و نه زبان بازی!!!!!
کافیست فقط حریم بازوانتان راست بگوید!
کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید!
تقصیر شما بود که زن ها آن قدر عوض شدند...
وقتی شما مردها شروع کردید به گرفتن احساس امنیت،
زن ها عوض شدند!
آن قدر که امنیت را در پولِ شما دیدند
آن قدر که ترس از دوست داشته نشدن
را،
با جراحی پلاستیک تاخت زدند
و ترس از تنها نشدن را
با بچه دار شدن،... وَ وَ وَ...
عشق ورزیدن و عاشق کردن
هنر مردانه ای ست...
وقتی زن ها شروع می کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن،
" تعادل دنیا به هم می خورد.
سیمین بهبهانی
دیدگاه ها (۱۳)

خخخخخ خو چی بخریم براشون؟ طلا ملا که نمیزارن. تازه من یه تکپ...

واااااااای بببببببینیییید چییییی درست کردم^______^ عالی شدن ...

وااااای بعد از مدتها تونستم مامانمو راضی کنم از اینا درست کن...

دایی محمود آدم جالبی بود . هفتاد و چند سالِ پیش از دهات می‌آ...

𝑷𝒂𝒓𝒕:⑤جنا روی زمین سرد و سخت نشسته بود. درد در تمام بدنش می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط