#تمام_ناتمام_منM

#تمام_ناتمام_منM
گفتم یه وقت با خودت نگفتی ما تو این سیاهیِ موهات غرق میشیمُ دیگم راه نجاتی واسمون باقی نمیمونه؟ خندیدُ گفت خب منم همینو میخام دیگه، میخام هیچ راه نجاتی نداشته باشی ازم گفتم کجایِ کاری بابا خیلی وقته دیگه راهی نداریم به جز تو، انگاری همه شکلِ تو شدن، همه چیز شده تو، تو صورتِ آدما دنبال شکل توم، من خیلی وقته که دیگه از تو راه نجاتی ندارم جز آغوشت...
دیدگاه ها (۲)

#تمام_ناتمام_منM تُو بدونِ مَن؛ مَرا کم داری!مَن ولی بی تو؛ج...

#تمام_ناتمام_منM یکی درد و یکی درمان پسنددیکی وصل و یکی هجرا...

#تمام_ناتمام_منM یه افسانه‌ی قدیمی هست که میگه :هر وقت عزیزت...

#تمام_ناتمام_منM قشنگ ترین حسی که یه نفر میتونهبهت بده؛ حس ا...

𝑾𝒆𝒅𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕

تناسخ به دنیایی دیگر پارت۵

تک پارتی درخواستی شخصیت: رینویو ات:خمیازه ای کشیدم... ساعت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط