به افسانه کهنه‌ای دل بسته‌ا‌م که می‌گفت:

به افسانه کهنه‌ای دل بسته‌ا‌م که می‌گفت:

پاره‌های ابر ارواح سرگردان آدمیانند
گر چه افسانه بود باعث شیرینی خواب

خواب ما سوخت ز شیرینی افسانه عشق
اگر تو سرگذشت من بدانی

دگر افسانه مجنون نخوانی
دیدگاه ها (۰)

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

Between Sleep and Breath

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط