در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم

در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم

بی قرار و بی صدا از عشق صحبت می کنم 

 رو به قبله می نشینم ، قبله ی چشمان تو

آه را در سینه ی داغم تلاوت می کنم

 بی تو لبریز تمنای شقایق می شوم

دشت احساس و نگاهت را زیارت می کنم

 در حضور آسمان و بستر رنگین کمان

حق رنگ چشم شب را من رعایت می کنم

 هر چه دارم می سپارم باز امشب دست تو

باز هم یاد تو را غرق خجالت می کنم


تقدیم به عشق مهربانم ‌M
دیدگاه ها (۱)

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط