چرا من که دوسش داشتم چرا اون منو دوست نداشت...:(

چرا من که دوسش داشتم چرا اون منو دوست نداشت...:(
قبل دعوامون من باهاش می‌خندیدم با کسی می‌خندیدم که بدترین بلا رو سرم آورد...
اولین باری که میخواستم خودکشی کنم اون خونمون بود
چرا میخواستم خودکشی کنم ؟؟؟
حتما چون اون لعنتی با یک از دوستام رفتن تو اتاقم کتاب های منو می‌خوندن با اینکه از کتاب فرارین
گوشیمو برداشتن با اینکه از انیمه فرارین
می‌دونم مقصر منم که اون کارو کردم...
می‌دونم با ببخشش درست نمیشه ولی می‌تونستی یه ممنون که معذرت خواهی کردی بگی ...
فقط گفتی باشه دیگه به من پیام نده
من هم سر اینکه تورو دوست دارم گفتم ببخشید
کاشکی میتونسم فراموشت کنم چرا نمیتونم ؟؟؟
چون دوست دارم ؟؟
یا شاید بخاطر اینکه آدم درست رو پیدا نکردم ؟؟؟
یادته وقتی میگفتم امتحان و ریدم میگفتی من ریدم بعد میگفتی برات سر قبرت ماکارانی یا گل سبز که دوست داری میارم من گفت آره بیار
الان وقتشه بهش عمل کنی ...
اون ماکارانی و گلی که گفتی رو برام بیار سر قبرم ...
می‌دونم دوست خوبی نبودم ولی تو ...
بیشتر به دوست بودی تو کسی بودی که دوستش داشتم رفیقم بودی بعد ۵ سال رفاقت من ریدم توش می‌دونم ....
کاشکی حداقل یه بار میگفتی دوست دارم رفیق تا ابد باهمیم...
من دلمو به این جمله خوش کردم ...
ولی ریدم توش من اون کارو کردم ولی توهم باهم بد کاری کردی پست سرم حرف می‌زدی و من دوستت داشتم ...
بهم گفتی لز شیم و من دوستت داشتم ...
اون چاقو لعنتی رو کردی تو قلبم من هنوز دوستت داشتم ....
بعد از تو تلاش کردم قلبمو درست کنم ولی نشد با هرکی صمیمی میشدم بغضم می‌گرفت
چرا ؟؟؟
چون یاد تو لعنتی می افتادم
حالا برام اون گل و ماکارانی رو سر قبرم بیار ...
بیا پیشم ...
می‌خوام سر قبرم باشی ...
می‌خوام دوباره باهم بریم مسخره بازی ...
باهم بریم سینما...
باهم بخندیم ...
تو بشی میتسوری و من بشم ایگرو تو بشی یاشیرو من بشم تامایو تو بشی زنیتسو من بشم نزوکو تو بشی کانائه من بشم سانمی ...
بازم کنار هم باشیم
ولی نمیشه چون من اوسکل ریدم به رفاقت ۵ سالمون ...
دلم برات تنگ شده ساغر ...
دلم میخواد بازم ایگروت بشم ...
بازم بشم اونی که خنده مسخره می‌کنه کنارت ...
من آیندمو باهات می‌دیم که باهم میریم ژاپن به خونه میگیریم و باهام انیمه میسازبم
یادته میخواستی دوبلور شی...
صدای کارکترای شیطان کش رو در میاوردی
هرسال تابستون میومدم انزلی پیشت ...
و درباره مدرسه حرف می‌زدیم و تو مدرسه باهم بودیم ...
بعد هر دعوا ...
خنده ...
گریه...
مسخره بازی ...
امتحان ...
تابستون ...
پیش هم برمیگشتیم ...
دلم برات تنگ شده ساغر ... دیگه پیشم برنمی‌گردی و مقصر منم ...


دلم برات تنگ شده
رفیقم ...
دیدگاه ها (۰)

عکس سم از گتو از مویچیرو دارم ولی پیدا نمی کنم 🤣🤣

بچه ایده بدین برا رمان مهم کار نمیکنه تازه از باشگاه اومدم م...

من دارم برات می‌نویسم ولی تو الان داری با اون چت می‌کنی می‌د...

سناریوی بادشکن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط