تفاوت قصه گفتن والدين من با بقيه:

تفاوت قصه گفتن والدين من با بقيه:

والدين اونا، يکي بود يکي نبود... يه پري کوچولو بود که ...

والدين من: يه روز يه جن از يه قبرستون اومد بيرون و گفت اومدم اون بچه اي که نميخوابه رو بخورم...

منم هر شب غش ميکردم ولي اينا فک مي کردن خوابم
دیدگاه ها (۱۴)

(ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ)لذتهای زندگی:

ویلیام شکسپیر گفت :I always feel happy, you know why?من همیش...

سه تا داداش شیرازی شب میخواستن بخوابن به هم میگن یکی پاشه چر...

زن در حال تماشای مذاکرات هسته ای... شوهر : چه خبر از مذاکرات...

the_qu

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و... p8 قوانینی هست که باید ...

رمان

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

Do I love him, or do I hate him?P:¹⁰ویو کوک وقتی گفت عاشقتم ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

ᴘᴀʀᴛ ۵ | یه پیشنهاد عجیبجونگ‌کوک از دفتر مدیر بیرون اومد.هنو...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط