تا که بودیم، نبودیم کسی

تا که بودیم، نبودیم کسی

کشت ما را غم بی هم نفسی

تا که خفتیم همه بیدار شدن

تا که مردیم همگی یار شدن

قدر آن شیشه بدانید که هست

نه در آن موقع که افتادو شکست
دیدگاه ها (۴)

خدمت به مردم

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

رمان تهکوک

Between Sleep and Breath

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت اول | دختر جدیدصدای ترمز اتوبوس، سکوت صبحگاهی خیابان را...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط