می دانم

می دانم
فایده‌ای ندارد
 
فایده‌ای ندارد
به تلفن چشم بدوزم
هر از گاهی بروم پشت پنجره
پرده را کنار بزنم
یا با هر صدای آشنایی
سر برگردانم
 

فایده‌ای ندارد

درست مثل این‌که
به گل‌های پیراهنم
آب بدهم !
دیدگاه ها (۹۶)

عاشقتم.....وقتی اینو گفت، دیگه بقیه حرفاشو نشنیدم! کاش زندگی...

تــــــــــو ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ آرزوۍ بلـنـــــــــــدے و‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ...

نمیدانم...چرا با اینکه میدانم از آن من نخواهی بود چرا با تار...

🍂 هر روز به شهر مرده ای خیره می شوم...نیامدنت باز مرا غافلگی...

آرام باش عزیز من، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب...

زنی با چشم های قهوه‌ای جامانده در جانمخیالش با من است اما حو...

صدایِ جیغِ هانا، مثل یک صاعقه، سکوتِ صبح رو درید: «مامان! ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط