این منم پنهانترین افسانه ی شبهای تو / آنکه در مهتاب باران

این منم پنهانترین افسانه ی شبهای تو / آنکه در مهتاب باران شوق پیدایی نداشت
خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم / زیر باران نگاهت شعر معنایی نداشت.
#طبیعت#پس-زمینه#زیبا
دیدگاه ها (۳)

حلالم کن اگردوری اگردورم/اگرباگریه میخندم حلالم کن که مجبورم...

شاخه با ریشه خود حس عجیبی دارد ,باغ امسال چه پاییزعجیبی دارد...

کاش میپرسیدی که دل من تنگ کیست/یاکه این شوری اشکم بهر چیست/د...

#طبیعت#سیاه-سفید#پس-زمینه#زیبا

امشب این شاه دلم رفته به پابوس غزلتا که خدمت بکند بر در کاوو...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

My best friend

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط