حیف که آدمی تنها وقتی آن چین و چروک‌های ترسناک، سرزمین نا

حیف که آدمی تنها وقتی آن چین و چروک‌های ترسناک، سرزمین نازک پوستش را تسخیر می‌کند و وقتی شتر مرگ به خانه‌اش نزدیک می‌شود تازه می‌فهمد که باید ببیند، باید بیشتر ببیند، بیشتر نفس بکشد، بیشتر راه برود، بیشتر زندگی کند، بیشتر عشق بورزد و شاید این تقدیر آدمی است که دیر بفهمد. آن‌هم خیلی دیر.
دیدگاه ها (۱)

نشسته ام کنار پنجره و باد می وزد و درخت می خرامد از درون و ش...

درگوشه ی غمی که فراموش عالمی ست من غمگسارسا...

انتظار، در طولِ زمان، شوق را در آدمی می‌کُشد و جایِ آن را با...

بیشترِ عصبانیت‌های ما از این باور می‌آید که فکر می‌کنیم همه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط