پارت سیزده معلم سخت گیر من

پارت سیزده معلم سخت گیر من



کوک: یعنی انقدر خواب بهت فشار آورده
ا/ت: بله ناخدا
کوک:( خنده)


رسیدیم دم در دانشگاه یهو یونا اومد

یونا : سلام کوک
کوک: علیک یونا
ا/ت: من اینجا نارنگیم که فقط با کوک سلام میکنی
یونا: او ببخشید ندیدمت اخه میدونی تو خیلی کوچولوی
ا/ت: کوچولو عمته
کوک: ( فیس ترسناک چون بدش میاد ا/ت فش بد بده )
ا/ت: خوب میدونی چیه من رفتم زنگ خورد

یهو ساشا اومد

ساشا: ا/ت بیا الکس بهم گفت بهت بگم بیا اوکی شیم
( ساشا صورتش رو برگردوند و با قیافه کوک مواجه شد و رید)
ساشا: اهم شوخی کردم بابا
ا/ت: ساشا فقط ببند بیا بریم
رفتن




زنگ ها گذشت این زنگ من دفتر طراحی نیووردم رفتم دفتر کوک در زدم
کوک: بیا تو
ا/ت: ام میگم
کوک: اول بیا رو پاهام بشین حرف بزن
ا/ت رفت رو پاهاش
ا/ت: ددی من دفتر طراحی نیووردم میشه یه دفتر بهم بدی
کوک: اوک بیب توی اون کمد سمت راستی هست بردار
ا/ت: مرسی من رفتم
کوک: یه دقیقه بیا
ا/ت: جانم
کوک لبش رو یه کیس طولانی رفت
ا/ت: بسع دیگه من رفتم


زنگ آخر با کوک داشتیم چرا همیشه با این مرد باید زنگ آخر داشته باشیم 🥲


تموم شد برای اولین بار بدون دعوای کوک
رفتیم خونه


رفتم توی اتاق دیدم کوک نیست رفتم توی اتاق کارش داشت برگه ها رو چک می‌کرد



این هم پارت سیزده فعلا خداحافظ😂👌
دیدگاه ها (۱۸)

پارت چهارده ا/ت: کوک کوک: جانا/ت: میشه نمره من و ساشا رو بگی...

لباس ا/ت برای دانشگاه

من برگشتم پارت دوازده من رو بغل کرد برد تو اتاق گفت: بیب حال...

بچه ها من پارت دوازده رو گذاشتم ویسگون پاک کرده

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

خونآشام من

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط