چقدر دوســــت داشتم يك نفر از من بپرسد:

چقدر دوســــت داشتم يك نفر از من بپرسد: چرا نگاهت انقدر غمگين است؟ چرا لبخندهايت آنقدر تلخ وبيرنگ است؟ اما افسوس كه هيچكس نيست...هميشه من بودم و تنهايى پر از خاطره...آرى با تــــــو هستم...!! با تويى كه از كنارم گذشتى...و حتى يكبار هم نپرسيدى...چرا چشمايت هميشــه بارانــِـى است...!!
دیدگاه ها (۱)

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

تولدت مبارک جونگکوکِ دوست‌داشتنی 💜🎂امروز فقط روز تولد یک هنر...

پروانه جان

#Bubble Changbin 🫧 🐷🐰: روی استیجی اجرا کردیم که هنوزم نمی‌تو...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

رمان :قرارداد سرنوشت

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

~🐿️💬 | صحبت‌های پایانی هوسوک در چهارمین کنسرت لس‌آنج*لسهوسوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط