- چی شد که نویسنده شدی ؟

- چی شد که نویسنده شدی ؟
+ حس کردم این گوشا این نگاها این دنیا
اونقدر وفادار نیست ...
این گوشا میشنون ... بعدا صدا میشن ... حرف میشن می پیچن ...
می پیچن .. نمک رویِ زخم میشن !
حس کردم خودم باید بشم گوش خودم
بنویسم
چشمام بشنون
تا یـادم نره ...
اینجا همه خوابن ...
کسی را به کسی نیست
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

سناریو مایکی پارت اخر

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۵"☆ویو هانا☆چند ثانیه فقط به تهیونگ نگاه کردم.هن...

پارت ۱ ویو ا.ت از خودم ، دانشگاهم و هم دانشگاهیام متنفر بودم...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط