دستــــــــانم را گرفتی و گفتی دستانت عوض شده...

دستــــــــانم را گرفتی و گفتی دستانت عوض شده...
سری تکان دادم و در دل گفتــــــــــــــم:

دستان من عوض نشده...

تــــو به دســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتان دیگری عادت کرده ای...
دیدگاه ها (۲)

بــه مجــنون گفـت روزی ساربانیچــرا بیــهوده در صحــــرا دوا...

ردّ پاهایت به روی این دلم جا مانده است..مرغ شیدای سحر؛ دل بی...

آدمهایی که شما را بارها و بارها می آزارندمانند کاغذ سمباده ه...

ایستاده امتنهاپشت میله های خاطرات دیروزاین جاانگشت هایم را م...

دســتانِ تو...امنیــتِ بی‌مرزِ دنیــاست...#صدایِ تــو...آرام...

ای علمدار کربلا…ای ماهِ وفاداری، ای آیینه‌ی غیرت، ای دست‌های...

کوک شوهر کینه ایPart81

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط