بی تو خسته است ز جانم تن و جانم ز تنم

بی تو خسته است ز جانم تن و جانم ز تنم
خسته‌ام من هم از این بار گرانی که منم
چه کنم دل چو هوای تو کند شب همه شب
سر اگر بی تو به دیوار غریبی نزنم؟
هوس یوسفی‌ام بود و عزیزیم، امّا
غمت افکنده به یعقوبی بیت الحزنم🚶🏻‍♀
دیدگاه ها (۰)

ای يار جفا کرده‌ی پيوند بريدهاين بود وفاداری و عهد تو نديدهد...

عشق بی‌رحم نیست، ما بی‌رحم ایم. عشق بازی نیست، ما ازش بازی م...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط