بی تو خسته است ز جانم تن و جانم ز تنم

بی تو خسته است ز جانم تن و جانم ز تنم
خسته‌ام من هم از این بار گرانی که منم
چه کنم دل چو هوای تو کند شب همه شب
سر اگر بی تو به دیوار غریبی نزنم؟
هوس یوسفی‌ام بود و عزیزیم، امّا
غمت افکنده به یعقوبی بیت الحزنم🚶🏻‍♀
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

جاده بی راهه

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

رقیه بنت الحسین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط