من امیدم را در یاس یافتم

من امیدم را در یاس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سال بد یافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر می شدم
گر گرفتم

زندگی با من کینه داشت
من به زندگی لبخند زدم
خاک با من دشمن بود
من بر خاک خفتم
چرا که زندگی سیاهی نیست
چرا که خاک خوب است .
دیدگاه ها (۱)

پدرم‌، تنها شاهزاده زندگی‌امرنگین کمان موفقیت‌هایم از وجود ت...

من یک دخترم.خالق ب نامم سوره هانازل کرد..متروبرایم جایگاه وی...

وابستگی پیدا کردن به کسی که متعلق به تو نیستیعنی مرگ تدریجی ...

هرگز عشق را گدایی نکن زیرا هیچگاه چیز باارزش به گدا داده نمی...

مأیوس نباشمن اُمیدم را در یأس یافتممهتابم را در شبو هنگامی ک...

«دوستان عزیزم،نوشتن این متن برای من اصلاً ساده نیست. انگار م...

لبخند قاتلپارت¹⁶ویو جونگ کوکنگاهم هنوز روی جاده بود.اون جمله...

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌   ‌‌ ‌‌ ‌    ‌  ‌‌ ‌⎯ٜ݁ꨲ݁ꨲ...

رمان : آیدل من پارت :«اخر»ویو «جونگکوک»کنسرت تموم شد .... می...

پارت ۴۵سال‌ها بعد، دوباره به همان کلاب بلک رز برگشتیم.همان د...

رمان :قرارداد سرنوشت

چند پارتی

لبخند قاتلپارت⁴¹ویو جونگ‌کوکسلین روی زمین افتاده بود.چند لحظ...

چند پارتی جیمین. (درخواستی)وقتی خیانت می‌کنه...(بچم اصلا اهل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط