پارت

پارت۷۹۷
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
_دوستام چیشدن پس...!
جعبه ای کمک های اولیه رو از توی یه کشو دراورد اومد سمتم...با پاش خورده های مجسمه رو زد کنار نشست رو زانوش... جعبه رو باز کرد...
_وایسا اول دستتو درست کنم...
بدون اینکه ملاحظه کنه تیکه ای ریز مجسمه رو از دستم کشید بیرون‌...بیشتر خون اومد...دردش تا مغز استخونم رفتم...
_چیکار کردی درد میکنه...
_/بایدم درد کنه...دختره ای احمق...
با بتادین دور زخممو تمیز کرد...
_نزنی تو زخمم جاش بمونه...
عصبی بهم نگاه کرد...
_/در حال حاظر از تو بیشتر میدونم دانشجو...ساکت بشین...
دستامو باند پیچی کرد...زانو هامم ضد عفونی کرد بستشون...
_دیگه حق نداری از وسایل بشکونی ...
_/این به خودم مربوطه...اگه دوست نداری میتونی ولم کنی...
شاهین یه پوزخند زد...
_بازم به فکر فرار افتادی دختر کوچولو! پاشو بریم محیطو ببین کار دارم باید برگردیم...
_/دوستام!
_خوبن...
_/کجان؟!
_بعدا میبینی شون...تو عمارت...!
دیدگاه ها (۰)

پارت۷۹۸رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

پارت۷۹۸رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

پارت۷۹۶رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

پارت۷۹۵رمانMAMبه قلم م.اکپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده...

چندپارتی ☆درخواستی>>>p.3به محض اینکه سوار ماشین شدن ات شروع ...

رها شده (ورژن هپی اندینگ)(علامت هیونجین- علامت فلیکس+ بقیه ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط