یادمه روزای اولی که پیدات شده بود توی زندگیم ،

یادمه روزای اولی که پیدات شده بود توی زندگیم ،
خیلی ذوقِتو داشتم
یهو میدیدم چند ساعته دارم بیخودی میخندم
روزا خودت بودی شبا تا صُبح فکرت بود !
میگفتی که اومدی که بدبختیا بره!
که اومدی بسازیم همه چیو با هَم ❤
تویِ لعنتی
پادشاه سرزمینِ دلم شده بودی تمومِ اون روزا!
میخواستم که حرف حرفِ تو باشه،
تو بگیو این دل بگه چَشم رَییس
اِی وای چقد دِلگَرمی بودی توی اون دوره از زندگی!
اِی وای چه بَد که دیگه نیستی !
اما هنوزم خاطره هات
بیشترین سَهمو توی خوشحالیِ من داره...
دیدگاه ها (۳)

من حتی دلم واسه ترسیدن ازت تنگ شده!واسه اینکه اخم کنی بگی : ...

رها شد بعد از تو دلم از میان دستانم!!💔 مثل شکستن کوزه ی پر ا...

تورو میخواستم برای روزای خیلی سخت برای شبای سرد و طولانی برا...

‌کافیست چشمانت را ببندیو چند لحظه تمرکز کنی...میشنوی...؟آسما...

پارت دوم+واقعا حس خوبی دارهفوت کردن دود *_آره خب ولی قول بده...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁴ویو لیلی ___اون شب رو ...

Novel panleo ♡ #part⁶⁰ ♡『 paniz 』بعد از اینکه وسیله هام رو ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط