نمیدانم پدرانمان کی پیر شدند افسوس کودکیم را میخورم

نمیدانم پدرانمان کی پیر شدند افسوس کودکیم را میخورم
چرا اینقدر اذیتش میکردیم خدایا نگهدار آسمان های خاکی باش
دیدگاه ها (۱)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

عاشقانه های شبنم

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۵۲ا.ت : اخیش بلاخره تموم شد نامجون : اره...

🌙✨🌹💚 شبتون در پناه خدای مهربون 💚🌹✨🌙🤲🏻🥹❤️ الهی امشب فرشته‌های...

part : 17سعی میکردم بغض توی گلومو از بین ببرم ... دلم برای پ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:12^ مقاومتت برای چیه؟ من مطمئنم که اون ...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟯+اره درسته من پیشه تهیونگم چندروزبعداز اون شب بارونی م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط