#تنهـــایی

#تنهـــایی
شاید رهڪَذرے باشد
در روزڪَارم
بلا تڪلیف مانده..!
ڪہ مــرز بین
بودن و نبــودنت را
هــر روز
بهــانہ می ڪند..!


#فرشید_عسڪری
دیدگاه ها (۱)

#امشــب را مهمـان لب‌هاے مــن باشنمی بـــــوسمت اما می ڪَویم...

میان صبحهایم بنشین آفتاب شو توىِ چشمهایم برقص ...#تُ همان ص...

از بس که دوستت دارمفکر می‏ کنمدیگر هیچ دوست داشتنیهمرنگ دوست...

از تمام آبادی های قلبممن عاشقانهویرانه ای را دوست می دارمکه ...

جملاتم هـر روز ڪوتاہ تر مے شوندهـر روز چند ڪلمہ ڪمترچند ...

نوشته ی جدید:(در تکاپوی بی‌پایان)نه آغاز می‌شناسم، نه پایانِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط