مرا روزی مباد آن‌دم که بی یادِ تو بِنشینم...

مرا روزی مباد آن‌دم که بی یادِ تو بِنشینم...
دیدگاه ها (۰)

گر هزاران دام باشد در قدمچون تو با مایی، نباشد هیچ غم...

با تواَم، دیگر زِ دردی بیم نیست...

بوسه‌ای از سرِ مستی به لبِ یار زدم... آتشی بر...

امشب نَظر به روی تو از خواب خوش‌ترست...

خلاصِ حافظ از آن زلفِ تاب دار مباد..که بستگانِ کمندِ تو رستگ...

آن طبیبی که مـرا دیـد دم گوشم گفت🌸درد تو، دوری یار است،به آن...

آن طبیبی ڪه مـرا دیـد دم گوشم گفتدرد تو، دوری یار است،به آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط