به قول بهروز وثوق:

به قول بهروز وثوق:
سه بار که آفتاب لب اون دیفال بیاد و بره
همه یادشون میره که من کی بودم
و واسه چی مردم!!!
تو این دورو زمونه کسی حوصله داستان شنیدنو نداره
دیدگاه ها (۴)

⁨⁨⁨⁨شعری از فاطمه‌سادات آل‌مجتبی برای کودکان میناب:تو این زم...

My dadyپارت⑦ که یهو یادم اومد بابا امشب قراره بره بار برای ق...

پارت ۶۲ روز بعد_ساعت ۵ و ۱۰ دقیقه ی عصر_جیمین:دو روز از اومد...

شاهزاده دوست داشتنی من

پارت 5لحظه ی دیدار با تووقتی تهیونگ سرش رو از داخل گوشی در ا...

آقای Woody Allen دوست نداره از تو بشقاب غذاش چیزی هدر بره !!...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 158♡⁠。⁠)⁩برگشت ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط