ازم جدا شد بوی عطرش داشت دیوونم میکرد من عاشق این عطر بود

ازم جدا شد بوی عطرش داشت دیوونم میکرد من عاشق این عطر بودم همیشه بهش میگفتم از همین بزن هییی حیف که همه چیز خراب شد ، لبم خون میومد و اشک تو چشام حلقه زده بود لیسی به زخم روی لبم زد

_چ..چرا دست از سرم برنمی‌داری

+چون تو مطعلق به منی جئون ات

_پس چرا اینقدر اذیتم می‌کنی

+چون دوستت دارم

_چون دوسم داری اذیتم می‌کنی

+اهههه لعنتی تو چرا نمیتونی بفهمی من اذیتت نمیکنم من فقط دلم نمی‌خواد کسی تو رو ببینه دلم نمی‌خواد تنهایی بری بیرون چرا نمی‌فهمی چون میترسم ...میترسم اتفاقی برات بیفته تو مال منی من رو چیزی که مال منه حساسم بفهم (داد)

_تو دیوونه ای جونکوک واقعا دیوونه ای یه سادیسمی دیوونه (گریه)

+می‌دونم بیب من دیوونم روانیم پس بهتره پا رو دم من نزاری مث یه گرل خوب همین الان با من برمیگردی و مث آدم زندگیمونو میکنیم اگه بخوای به حرفام گوش ندی و لجبازی کنی دیگه اون ددی مهربون نیستم که زنده نگهت دارم اول تو رو میکشم بعد خودمو

_من با تو هیجا نمیام جونکوک

+چی گفتی (عصبی)

_گفتم من با تو هیجا نمیام

+غلط کردی مگه دست خودته هر کاری گفتم باید انجام بدی بدون چون چرا

_نمیدم

یهو اومد سمتم و محکم بغلم کرد و بعد با اصلحه ای که تو دستش داشت زد پشت گردنم و بیهوشم کرد و دیگه چیزی نفهمیدم......
دیدگاه ها (۱)

https://wisgoon.com/jounkookjk-vمن تورا می پرستم آنگونه که ه...

‏🐺[۰۱:۰۸ به وقت ژاپن]من تو دردسرم...اغلب شب‌ها دلم می‌خواد ی...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁷ویو جونکوکجونکوک... سکو...

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞³رابرت یه میز کنار پنجره گرفته بود.به محض ورودت...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط