پاییز گوزن ها ..

پاییز گوزن ها ..
در جنگلی بکر اتفاق می افتد
با شاخهایشان
گم شده در لای شاخه ها
با پچ پچ های عاشقانه
و ضیافت برگ های رنگارنگ

پاییز کارمندی من اما
در حیاط کوچک اداره
با چند خرمالو
که از خانه ی همسایه تماشایم می کنند
و روزهایی که هی آب می روند
آب می روند و
کوتاه می شوند..

تو هر روز
یک دقیقه کمتر به من فکر می کنی
من هر شب
یک دقیقه بیشتر
دوستت دارم ....
دیدگاه ها (۳)

ازینا میخوام واسه همتون......

🍂 اگر خوش شانس باشی توی سرنوشتت یه اتفاق بزرگ طراحی میشه که ...

باید با من حرف می زدیمن محتاجِ یک جمله بودم !جمله ای از تو ک...

🍂 اما اگر هیچ چیزنتواند ما را از مرگ برهاند ،لااقل عشقاز زند...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت یازدهم: نفوذ به قلمرویِ ممنوعه...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط