اشتباهخوبمن
#اشتباه_خوب_من
#پارت_۵
میخواستم حرصشو در بیارم که موفق هم شدم چوم صورتش از شدت حرص قرمز شده بود و قشنگ فشاری شده بود
تا خواست دهن باز کنه عماد گفت:
_ملیکا ول کن بزار حالا که انقدر دوست داره کنارم بشینه
چپ چپ نگاش کردم و چشمامو تو حدقه چرخوندم واسش و محکم تر سر جام نشستم که دختره پوفی کشید و رفت سر جای من کنار سمیرا و اون رفیق پسره عماد
_عماد چرا اینجوری هستی خیلی مغروری
عماد یه نگاه سردی بهم انداخت و گفت:
_هستم به تو چه
اصلا تو چرا میچسبی بهم همش؟
_من به تو چسبیدم؟
_اره پس کی چسبیده
_اوفففففف مغرور لعنتی
دیدم یه لبخند ریزی اومد رو دهنش اما فوری جلو خودشو گرفت که یکم از سرد بودنش کم نشه یه وقت
_شمارتو بهم بده
عماد با تعجب بهم نگاه کرد
_معمولا پسرا از دخترا شماره میگیرن نه دخترا از پسرا
_خوب پس شمارمو ازم بگیر
_چی بود اسمت؟
_دیارا
_دیارا من نمیخوام رل بزنم اوکی؟
_اوکی منم نگفتم رل بزنیم فقط دوست باشیم
دروغه خواستم اینجوری بگم که یکم نرم بشه بعد خودم دست به کار بشم و مخشو بزنم
بعد اومدن استاد همه ساکت شدیم و مشغول درس کوفتی شدیم...
#پارت_۵
میخواستم حرصشو در بیارم که موفق هم شدم چوم صورتش از شدت حرص قرمز شده بود و قشنگ فشاری شده بود
تا خواست دهن باز کنه عماد گفت:
_ملیکا ول کن بزار حالا که انقدر دوست داره کنارم بشینه
چپ چپ نگاش کردم و چشمامو تو حدقه چرخوندم واسش و محکم تر سر جام نشستم که دختره پوفی کشید و رفت سر جای من کنار سمیرا و اون رفیق پسره عماد
_عماد چرا اینجوری هستی خیلی مغروری
عماد یه نگاه سردی بهم انداخت و گفت:
_هستم به تو چه
اصلا تو چرا میچسبی بهم همش؟
_من به تو چسبیدم؟
_اره پس کی چسبیده
_اوفففففف مغرور لعنتی
دیدم یه لبخند ریزی اومد رو دهنش اما فوری جلو خودشو گرفت که یکم از سرد بودنش کم نشه یه وقت
_شمارتو بهم بده
عماد با تعجب بهم نگاه کرد
_معمولا پسرا از دخترا شماره میگیرن نه دخترا از پسرا
_خوب پس شمارمو ازم بگیر
_چی بود اسمت؟
_دیارا
_دیارا من نمیخوام رل بزنم اوکی؟
_اوکی منم نگفتم رل بزنیم فقط دوست باشیم
دروغه خواستم اینجوری بگم که یکم نرم بشه بعد خودم دست به کار بشم و مخشو بزنم
بعد اومدن استاد همه ساکت شدیم و مشغول درس کوفتی شدیم...
- ۳.۰k
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط