کافه تعطیل است ...!
کافه تعطیل است ...!
چشم انتظارِ چه کسی نشسته ای !؟
آن یک نفر اگر آمدنی بود
محال بود قهوه ات یخ کند !
کافه تعطیل است ...!
کجای خاطراتت جا مانده ای !؟
آن یک نفر اگر ماندنی بود
شال گردنش را بی سبب پیش تو جا میگذاشت !
تا برای دیدنت
هزار و یک بهانه که نه
فقط یک دلیل داشته باشد !
آری قهوه ات را بنوش
تا زندگیت از دهان نیفتاده!
چشم انتظارِ چه کسی نشسته ای !؟
آن یک نفر اگر آمدنی بود
محال بود قهوه ات یخ کند !
کافه تعطیل است ...!
کجای خاطراتت جا مانده ای !؟
آن یک نفر اگر ماندنی بود
شال گردنش را بی سبب پیش تو جا میگذاشت !
تا برای دیدنت
هزار و یک بهانه که نه
فقط یک دلیل داشته باشد !
آری قهوه ات را بنوش
تا زندگیت از دهان نیفتاده!
- ۴۵۶
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط