سکسکه ام گرفت گفتم مرا بترسان دستانم را رها کرد نفسم برید

سکسکه ام گرفت گفتم مرا بترسان دستانم را رها کرد نفسم برید...
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ .ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺕ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

مرا زخمی رها کردند و رفتند..💔

همیشه گفتم بازم می‌گم. برید دنبال آدم‌هایی که قلب‌های بزرگی ...

پارت ۱۳ — «نقشه‌ی دستپاچه‌کننده»صبح هنوز کامل شروع نشده بود ...

پارت ۲۶ — «رازِ رها»چند دقیقه گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد.جونگک...

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

ترکیب چهره بانو هاااا جیسو و رزی ساخت هوش مصنوعیاصکی برید م...

با دستانت،تلی که از گل های رنگ چشمانم درست کرده بودی را بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط