صبح امروز

صبح امروز
تمام دغدغه هایم را تا کردم
روی طاقچه ی بیخیالی گذاشتم
غصه هایم را مچاله کردم
از پنجره پرت کردم بیرون!
دلم
یک گوشه ی دنج خواستو
یک فنجون چای داغ!
#text
دیدگاه ها (۶)

کاش تمام ناممکن هاممکن شود،مثلا به" تو"فکر کنمو تو بیایی!و ف...

هر روز آغازی دوباره استمُشتی امید در جیب‌هایت بریزو زندگی را...

#Jewels

#Jewels

_____پارت¹³ نفرین کوچولو_____*رُزالینث*به سمت اتاقم رفتم.کتا...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟴[ویو تهیونگ]توی تاکسی نشس...

سکوت پیست Part:¹ساعت روی ۹ صبح بود که گوشی کوفتیم صداش بلد ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط