چو از مژگان فشانی قطره ی آب / چو آتش افکند در جان من تا

چو از مژگان فشانی قطره ی آب / چو آتش افکند در جان من تاب
ز معجزهای حسن تو است دانم / که از آب افکنی آتش به جانم
دیدگاه ها (۱۳)

نگشود مرا زیارت خاک / دست از دلم ای طبیب بردارگرد رخ من ، ...

برو انس با خویشتن گیر و بس مشو یار زینهار...

مادر زیباترین کلمه است...سلام صبح بخیردلگیرم زیاد....ب وسعت ...

تقدیم ب همه ویسگونی ها هرکی از دست من دلخوره زیر این عکس کام...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

تهمتن به بند کمر برد چَنگگزین کرد یک چوبه تیرِ خَدنگیکی تیرِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط