سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها،
سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها،
بچه صاحبخونه گفت:عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم :عزیزم ازکجا می دونستین؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب داد:مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام گفت الان یه خری میاد خونمون !!!! |:
بچه صاحبخونه گفت:عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم :عزیزم ازکجا می دونستین؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب داد:مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام گفت الان یه خری میاد خونمون !!!! |:
- ۱.۶k
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط