همه شهر مهیاست مبادا که تو را

همه شهر مهیاست مبادا که تو را
آتش معرکه بالاست مبادا که تو را

این جماعت همه گرگند مبادا که تو را
پی یک شام بزرگند مبادا که تو را

دانه و دام زیاد است مبادا که تو را
مرد بد نام زیاد است مبادا که تو را

پشت دیوار نشسته اند مبادا که تو را
نا نجیبان همه هستند مبادا که تو را

تا مبادا که تورا باز مبادا که تو را
پرده بر پنجره انداز مبادا که تو را
دیدگاه ها (۲)

دلم تنگ است این شب ها ، یقین دارم که میدانی ...صدای غربت من ...

دوست داشتن کسی از راه دور!اینکه نتوانی هر وقت دلت خواست او ر...

ﺍﺻـــــﻼ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧـــﻮﺩﻡ ﻫـــــﻢ ﻧﻤﮯ ﺁﻭﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﯿـــﺴﺘﯽﻫـــــﺮ ...

سَرد ڪہ بشَم، دیگہ واسم مہم نیس ڪجایے چیڪار مے...

بچه ها ۸ یا ۹ دقیقه دیگه امتحان دارم ولی خب... ایزومی هنوز ر...

پارت ۴: عمارت فراموش‌شدهباد سردی میان درختان پارک می‌پیچید.ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط